|
مقالات فرهنگی وهنری
|
مضمون تعزيه رويارويي دو نيروي خيروشر، اهورايي و اهريمني مي باشد .
كه در ظاهر نيروي شر پيروز مي گردد ، ولي پيروزي واقعي و باطني از آن نيروهاي اهورايي و خير مي باشد .
كه يك چنين قاعده اي در آيين زرتشت وجود دارد .
از اساطير ايراني نيز در پيدايش تعزيه بهره وافي و كافي گرفته شده و بيشتر هم شخصيت حضرت علي را وارد اسطوره ها نموده اند. و شجاعت و جوانمردي علي (ع) در دوران اوايل اسلام بابي شد براي ورود شخصيت علي(ع) به اسطوره ها توسط ايرانيان، مثل تعزيه شست بستن ديو- بيرالعلم.
حتي در اشعاري كه در نسخه هاي تعزيه وجود دارد نام رستم و سهراب، اسفنديار ، افراسياب، ليلي و مجنون ، شيرين و فرهاد، و...... را ميتوان ديد .
در تاريخ ابن كثير شامي آورده است كه معزالدوله احمد ابن بويه در بغداد در دهه اول ماه محرم امر مي كرد تمامي بازارهاي بغداد را بسته و سياهپوش نموده و به عزاداري سيدالشهدا پرداختند.
چون اين قاعده در بغداد رسم نبود علماي اهل سنت آنرا بدعتي بزرگ دانستند و چون بر معزالدوله دستي نداشتند چاره جز تسليم نداشتند. بعد از آن هر ساله تا انقراض دولت ديالمه شيعيان در ده روز اول ماه محرم بر جميع بلاد رسم تعزيه به جاي مي آوردند و در بغداد تا اوايل دولت سلجوقي بر قرار بود .
در دوران سلجوقيان، خوارزمشاهيان، حمله مغول به ايران اين گونه مراسم نيز از دستخوش سردمداران اين دوران در امان نبود .
و به دست تواناي اين حكام مورد بازيچه قرار مي گرفت.
تا در دوران صفويان كه اين خاندان خود را از فرزندان امام موسي كاظم ميدانستند و پس از قدرت و به سلطنت رسيدن پايه گذار مكتب تشيع در ايران گرديدند. كه با پايه گذاري اين مكتب و پذيرفتن آن از طرف مردم ايران كه چون خاندان رسول را محترم مي دانستند در رشد و پيشرفت تعزيه نيز بسيار موثر بود.
رفته رفته در دوران زنديه نيز با استقبال خوبي مواجه بود ولي اوج هنر تعزيه را در دوران قاجار ميتوان ديد.
علي الخصوص در دوران ناصرالدين شاه قاجار كه با ساختن تكيه دولت از طرف شخص ناصرالدين شاه در رشد تعزيه بسيار موثر بوده و نويسندگان تعزيه نسخه هاي بسيار زيادي نوشتند.
اين هنر با مخالفت رضا خان و محمد رضا شاه رو به رو بود تا حدي كه تكيه دولت به دست رضا خان تخريب شد و بيش از 1000 مجلس شبيه نامه كه در دوران قاجار نوشته شده بود به خاطر بي كفايتي شاهان پهلوي و مخالفت آنها با اين امر از ايران خارج و به موزه هاي كشورهاي مختلف رفتند. و در حال حاضر نيز در آنجا وجود دارند. و تعزيه از رونق گذشته خود افتاد و به خاطر ممنوع دانستن از طرف دولت وقت در داخل شهرها هيچگونه اجرايي از تعزيه به چشم ديده نمي شد .
فقط بسيار اندك در روستاهايي كه فاصله هاي زيادي تا شهر داشتند مردم به اجراي تعزيه مي پرداختند پس از انقلاب به خاطر اين كه مذهب رسمي ايران مذهب تشيع بود باز رونقي به تعزيه داده شد.
تا اين كه در حال حاضر شاهد اجراي تعزيه در اكثر نقاط كشور هستيم و كمتر كسي را مي بينيم كه با تعزيه آشنا نباشد .
اين هنر ملي مخصوص ايرانيان است و بر ماست كه در حفظ و صيانت آن كوشا باشيم چون نمايش هر كشوري براي آن كشور از قداست و ارزش والايي بر خوردار است و در كنار تمام درامهاي شرق و غرب نام تعزيه ايران مي درخشد .
بسياري از نويسندگان و كارگردانان تئاتر غرب كه مورد احترام مردم آن ديار هستند و به عنوان هنرمندان صاحب سبك از ايشان ياد مي برند و نمايش نامه ها و آثار آنها براي مردم غرب از احترام خاصي برخوردار است مانند برتولت برشت ، پيتر بروك و ... همين هنر مندان غبطه تعزيه ايران را مي خورند.
هنر تعزيه هنري است كه به نوعي درون خود از تمام هنرها وام گرفته. در تعزيه علاوه بر آئين هاي مذهبي و اساطير ايراني هنرهايي همچون ، نمايش ، ادبيات ، موسيقي ، هنرهاي تجسمي ، را نيز ميتوان ديد .
و اين جاي بسي افتخار براي كشور عزيزمان مي باشد كه در مملكتي اسلامي كه مذهب رسمي اين مردم تشيع مي باشد درام و هنر تئاتر اين سرزمين نيز در كنار نام نامي اباعبداله الحسين قرار دارد .
نمايش مصايب در تعزيه خواني چنان شور و غوغايي در درون مومنان پديد ميآورد كه رشته هاي پيوندشان را با زندگي نا مقدس دنيوي مي گسلد و آنان را به فضاي قدسي پر رمز و رازي كه تجليگاه روح مقدسان و نياكان است مي برد .
مردم با اهداي نيروي كار خود و عرضه خدمت رايگان و پرداخت اعانه نذريانه در مجلس تعزيه خواني زمينه اي براي توسل به نيرو هاي مقدس ديني فراهم مي كنند .
تعزيه خواني سهم برجسته اي در ساختن ذهنيت مذهبي تصويرگران وبا الطبع در تكوين و رشد شمايل نگاريهاي مذهبي روي ديوار اماكن مقدس، پرده هاي درويشي، نگارگري هاي عاميانه كتابها و نقاشي هاي معروف به نقاشي قهوه خانه داشته است .
تعزيه خواني بيرون از حوزه مسجد و منبر و دور از قلم و عمل و نفوذ دستگاه رسمي مذهبي ايران در ميان توده مردم شكل گرفت .
شكل گيري تعزيه خواني بر بنياد روايتهاي شفاهي عامه مردم از وقايع تاريخي و حماسه كربلا و مجموعه اي از گزارشهاي مقتل نامه ها و افسانه ها و باور هاي مردم بود . از اين رو تعزيه خواني دستاورد جهان بيني و شيوه تفكر و احساس دروني توده مردم جامعه اي سنتي است كه فرهنگي و انديشه اي رمزگرا و حماسه ساز بر ذهنيت آن جامعه چيره بوده است.
رمز و راز جاذبه تعزيه خواني و مقبوليت آن در جامعه دوره قاجار، فرهنگي بود كه مردم در آن پرورش يافته بودند اين فرهنگ بر مجموعه اي از عناصر مذهبي و آئيني هاي تمثيلي و مناسك اسطوره اي انساني قوام يافته بود. چنين فرهنگي از يك سو رفتارهاي آئيني و عشيره اي كهن را به مردم جامعه القا ميكرد و آنان را در رفتارها و مناسبات اجتماعي به تقليد و تكرار سنتها و شيوه هاي رفتار پيشينيان برمي انگيخت و از سوي ديگر رفتارهاي دور از الگوهاي سنتي پيشينيان را در برابر ديدگان آنان ناروا و بدعت آميز و ضد ارزش مي نماياند و مردم را از پيروي آنها دور نگه مي داشت.
تعزيه خواني بر مردم جامعه هاي سنتي - مذهبي گذشته و گروههاي مذهبي سنت گرايي امروزي بيش از هر شكل ديگر مناسك و شعاير مذهبي توانسته تاُثير بگذارد. تعزيه خوانان با به نمايش در آوردن وقايع كربلا در احساسات مذهبي و روان جمعي عامه مردم را در برابر رخدادهاي حزن آور كربلا بر مي انگيزانند و از اين طريق فلسفه حق جويي و از خود گذشتگي شهيدان حماسه آفرين تاريخ تشيع را همچون انگاره و نمونه برتر در ذهن و خاطر آنان زنده نگه مي داند.
هنر تعزيه كه توسط عده اي از خود مردم عام اجرا مي شود. بسيار تاُثير گذار براي مخاطبان خود مي باشد. چون تعزيه همان گونه كه يك نوع عزاداري براي ائمه اطهاري مي باشد. جنبه آموزشي هم براي مخاطبان خود دارد. چون تماشاگر با شخصيتهاي مذهبي آشنايي پيدا مي كند.
در تعزيه قهرمان هر داستان از تعزيه ها در نهايت به فيض رفيع شهادت نايل مي گردد و آن شخص شهيد يكي از قدسيان و از اولياء الهي مي باشد. كه اين باعث شكوفايي روحيه شهادت طلبي و مرگ با افتخار براي مخاطبان مي گردد.
تماشاگراني كه در يك محيط به تماشاي تعزيه نشسته اند در حين اجراي تعزيه همزمان با ديدن اين نمايش به نوعي به عزاداري براي معصومين پرداخته و به راحتي با قهرمانان تعزيه هم ذات پنداري مي كنند و روحيه توسل جويي و مرادخواهي درون تماشاگران به وجود مي آيند و به تزكيه روحي كه به تعبير ارسطو از آن به عنوان كاتارسيس ياد مي شود، مي رسند.
استمرار و حفظ ادبيات و موسيقي ايران يكي ديگر از فوايد اجراي تعزيه باشد كه با اجراهاي تعزيه، موسيقي اصيل ايراني كه ميراث ملي و ماندگار كشور ايران مي باشد بيش از پيش محفوظ تر خواهد بود.
تعزيه را در اغلب استانها مي توان به يك فرهنگ و هنر فولكولور از آن ياد برد. در استانهاي مختلف با فرهنگ خاص همان استان تعزيه ها اجرا مي شود. خرده فرهنگهايي كه درون ايران مي باشد به نوعي از طريق تعزيه نيز محفوظ مانند.
برگرفته از سایت بعثه مقام معظم رهبری
اولين بنايي كه بر روي قبر مطهر ساخته ميشود متعلق به زمان اموييان است كه به احتمال بيشتر اين بنا توسط مختاربنابيعبيدهثقفي ساختهشده كه بقعهاي برفراز قبر مطهر بنا نمود. ...

بچه که بودم خوب یادم می آد وقتی محرم میرسید و خودمون را برای عزاداری امام حسین (ع)آماده میکردیم به یاد دارم (البته تصویر بسیار محوی ) که مادرم لباس سقایی را برتن من میکرد و برای تماشای تعزیه به بازار اراک میرفتیم . من و مادرم و برادر کوچکترم . داخل بازار تعزیه خونهای اراک به صورت سیار از جلوی چشم تماشاگران میگذشتند .که یکی از این تعزیه خونها پدر من بود ...اون موقع پدرم بیست و شش هفت ساله بود و الان پنجاه و سه چهار ساله لحظه شماری میکردم تا کارنوالی که پدرم در آن مشغول به خوندن تعزیه بود برسه و من ببینمش ....این لحظه رسید و حر و ابن زیاد داخل یک کارنوال مشغول گفتگو بودند وکسی که نقش حر را داشت پدر من بود ....ازخوشحالی نمیدونستم چکار کنم ....علاوه بر اینها نوحه های بسیاری از خونه و مغازه ها به گوش میرسید ....نوحه هایی که اکنون تبدیل به یک نوستالژی شده اند ...ولی اکنون فرهنگ عزاداری ونوحه خونی داره به بیراهه میره و اشعار و سبکهایی که بیشتر ترانه های لوس آنجلسی را یادآور میشوند تبدیل به یک عزاداری شده اند
جامعه ما داره به طرف مدرنیته پیش میره پس مداحی هم نباید از این قاعده مستثنی باشد
امیدواریم که درست بشه
یکی از این نوحه هایی که یادآور دوران کودکی من است نوحه امشبی را شه دین درحرمش مهمان است بود.به همین خاطر متن این نوحه را دروبلاگ قرار داده ام امیدوارم مفید باشد .
-شب وصل است و تبِ دلبری جانان است
ساغر وصل لبالب به لب مستان است
در نظر بازیشان اهل نظر حیران است
گوئیا مشعله از بامِ فلک ریزان است
چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
برای دریافت این نوحه به ادامه مطلب بروید .
چندی پیش در یکی از روزنامه های کشور مطلبی درج شده بود با این عنوان که نمایشگاهی از مجموعه آثار عکاسی نیکی کریمی دایر گردیده و در این چند روزی که از برگزاری نمایشگاه میگذرد تعداد قابل توجهی از این آثار به فروش رسیده ؟
طولی نگذشت که در همان روزنامه پس از چند روز ،تیتر دیگری درج شده بود که هدیه تهرانی هم عکاس شد .
براستی چقدر ضرورت دارد هنرمندی که تخصص آن فقط بازیگری است اقدام به چنین کاری نماید و براساس شهرتی که از طریق بازیگری به دست آورده سیل تماشاچیان به هربهانه ای که شده ،حتی برای گرفتن یک عکس یادگاری با این هنرمند و یا دیدن از نزدیک آنان به محل نمایشگاه هجوم بیاورند .
وبرای اینکه اثری را از این هنرمند درخانه خود نگاهداری کنند ،با قیمتهای گزاف آثار عکاسی ایشان را خریداری مینمایند .فقط به صرف اینکه این اثر را در دیوار منزل نصب نمایند و به میهمانان و کسانی که به این خانه رفت و آمدی دارند فخر و مباهات نمایند که این اثر مربوط به نیکی کریمی و یا هدیه تهرانی است .(ولی نمیگویند که چقدر هزینه خرید این اثر عکاسی شده )
با یک نگاه اجمالی به مطلب فوق میتوان به این موضوع پی برد که ظرف و مظروف هردو به بیراهه رفته اند .ونه هنرمندی که اثر عکاسی تولید نموده هنرمند عکاس است و نه خریدار آن هنر دوست .اینجاست که هنر و فرهنگ از یک مهندسی مناسبی برخوردا نشده .
بسیاری از هنرمندان عکاس کشور که تمام اوقات خود را صرف عکاسی نموده اند و برگزاری دهها نمایشگاه را در کارنامه هنری خود ثبت نموده اند ،به جرات میتوان گفت که تجربه ای از فروش آثار عکاسی خود در نمایشگاههایشان را ندارند ،پس چگونه است که آثار عکاسی بازیگران به این راحتی فروش میروند و استتقبال گسترده ای از نمایشگاههایشان میشود ؟
با این وضعیتی که پیش میرود ،هیچ بعید نیست که تمامی هنرمندان ،عکاس شوند و بر اساس نام و اشتهاری که دارند پولی به جیب بزنند .
بیایید واقعا هرچیز را سرجای خودش قرار دهیم ،این گره ای است که فقط به دستان من و تو باز میشود
با نوشتن این مطلب یاد شعری از خواجه عبدالله انصاری افتادم که فرمود
افسوس هرآنچه برده ام باختنی است بشناخته ها تمام نشناختنی است
برداشته ام هرآنچه باید بگذاشت بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی است
استان مرکزی به خصوص شهر اراک از معدود استانهایی است که ذخایر فرهنگی و ارزشهای قابل افتخار آن بیشتر به شکل نرم افزاری نمود پیدا کرده .
به جای وجود سنگها ،مجسمه ها و نوشته های دوران باستان ،بیشتر مفاخر و ارزشهای آن را شخصیتهایی تشکیل میدهد که دردوران حیات خود تاثیر ..
درجلسه ای که در روز سه شنبه 19/8/88درمحل حوزه هنری استان مرکزی با حضور
..