فرهنگ همیشه ماندگار

مقالات و دستنوشته های فرهنگی وهنری اسماعیل مجللی

فرهنگ همیشه ماندگار

اسماعیل مجللی
فرهنگ همیشه ماندگار مقالات و دستنوشته های فرهنگی وهنری اسماعیل مجللی

داستان

استادی قبل از شروع کلاس فلسفه اش در حالی که وسایلی را به همراه داشت در کلاس حاضر شد. وقتی کلاس شروع شد بدون هیچ کلامی شیشه خالی سس مایونزی را برداشت و با توپ های گلف شروع کرد به پر کردن آن.
سپس از دانشجویان پرسید که آیا شیشه پر شده است؟ آنها تایید کردند. در همین حال استاد سنگریزه هایی را از پاکتی برداشت و در شیشه ریخت و به آرامی شیشه را تکان داد.
سنگریزه ها با تکان استاد وارد فضاهای خالی بین توپ های گلف شدند و استاد مجددا پرسید که آیا شیشه پر شده است یا نه؟ دانشجویان پذیرفتند که شیشه پر شده است…
این بار استاد بسته ای از شن را برداشت و در شیشه ریخت و شن تمام فضای های خالی را پر کرد. استاد بار دیگر پرسید که آیا باز شیشه پر شده است؟ دانشجویان به اتفاق گفتند: بله!
استاد این بار دو ظرف از شکلات را به حالت مایع در آورد و شروع کرد به ریختن در همان شیشه به طوری که کاملا فضاهای بین دانه های شن نیز پر شود. در این حالت دانشجویان شروع کردند به خندیدن.
وقتی خندیدن دانشجویان تمام شد استاد گفت: “حالا”، ” می خواهم بدانید که این شیشه نمادی از زندگی شماست. توپ های گلف موارد مهم زندگی شما هستند مانند: خانواده، همسر، سلامتی و دوستان و اموالتان است. چیز هایی که اگر سایر موارد حذف شوند زندگی تان چیزی کم نخواهد داشت. سنگریزه ها در واقع چیز های مهم دیگری هستند مانند شغل، منزل و اتومبیل شما. شن ها هم همان وسایل و ابزار کوچکی هستند که در زندگی تان از آنها استفاه می کنید…
و این طور صحبتش را ادامه داد: اگر شما شن را در ابتدا در شیشه بریزید در این صورت جایی برای سنگریزه ها و توپ های گلف وجود نخواهد داشت. و این حقیقتی است که در زندگی شما هم اتفاق می افتد. اگر تمام وقت و انرژِی خود را بر روی مسائل کوچک بگذارید در این صورت هیچگاه جایی برای مسائل مهم تر نخواهید داشت. به چیز های مهمی که به شاد بودن شما کمک می کنند توجه کنید.در ابتدا به توپ های گلف توجه کنید که مهم ترین مسئله هستند. اولویت ها را در نظر آورید و باقی همه شن هستند و بی اهمیت.
دانشجویی دستش را بلند کرد و پرسید: پس شکلات نماد چیست؟
استاد لبخند زد و گفت: خوشحالم که این سئوال را پرسیدی! و گفت: نقش شکلات فقط این است که نشان دهد مهم نیست که چه مقدار زندگی شما کامل به نظر می رسد مهم این است که همیشه جایی برای شیرینی وجود دارد.



تاريخ : شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

سیزده بدر

سیزده نوروز

امروز سزدهم فروردین است و معروف به روز سیزده بدر ،همان روزی که غروب آن بسیار دلگیر و همه در فکر اینکه تعطیلات به پایان رسیده و باید خود را برای کار مهیا کنند . در دوران مدرسه روز سیزده را روز خوبی نمیدانستیم زیرا هم تعطیلات تمام میشد و باید به مدرسه میرفتیم و هم اینکه دقیقا از 14فروردین کارنامه امتحانات ثلث دوم را میدادند که وحشت ما را بر میداشت مبادا نمره ای کم داشته باشیم . اما گذشت و همه آنها تبدیل به خاطره شده اند . بدین منظور چند سطری را پیرامون سیزده بدر تقدیم میکنم :

گفته می شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. می توان گفت معقول ترین موردی که درباره ی سیزده به در گفته می شود همین است.

مشهور است که واژهٔ سیزده به در به معنای «در کردن نحسی سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه‌ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می‌توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می‌تواند جایگزین شود. به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می‌داند.

چو هر دو سپاه‌اند آمد ز جای

 

تو گفتی که دارد در و دشت پای

یکی از معانی واژه «به»، «طرف و سوی» می‌باشد. مانند اینکه می‌گوییم «به فروشگاه».

پس با نگاهی کلی می‌توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای «سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می‌باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می‌دهد.

«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز (سیزده بدر)را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»

 

به اعتقاد ایرانیان دوران باستان روز سیزده فروردین تیر روز نام داشته است و در این روز با پرتاب تیری توسط آرش کمانگیر ،مرز ایران و توران در آنسوی رود جیحون تعیین و صلح برقرار میشود

ابوریحان بیرونی میگوید: پس از آنکه آرش مرد شریف و حکیم و دیندار برهنه شد و بدن خویش را به حاضران نشان داد و گفت به بدنم بنگرید مرا زخم و مرضی نیست ولی یقین دارم پس از انداختن تیر پاره پاره شده و فدای شما خواهم شد پس از آن دست به چله کمان برد و به قوت و نیروی خداداد تیر از شصت رها کرد و جان تسلیم نمود

عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دوره قاجار را با جزئیات شرح داده‌است. ادوارد یاکوب پولاک هم درباره مراسم سیزده‌به‌در چنین می‌نویسد:

سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانه‌ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند.سیزده نوروز آخرین بخش از مجموعه آیینهای جشن نوروزی است که از چهارشنبه سوری آغاز و سیزده فروردین به پایان میرسد و بیرون رفتن از خانه و نشاط و سرگرمی و تفریح از رسوم دیرین این روز است و این روز را در آغوش طبیعت به شادی میگذرانند .

در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است :

«... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

 

دختران جوان به منظور باز شدن بختشان و تشکیل خانواده سبزه ها را گره میزنند و میگویند:

سیزده بدر سال دگر  خانه شوهر بچه بغل

مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیلهٔ گره زدن دو شاخهٔ مورد، پایهٔ ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز بخوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را - بویژه دختران و پسران دم بخت - انجام می‌دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌کنند و علف گره می‌زنند.د

برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد.

ایرانیان باستان عمر جهان را دوازده هزار سال مي‌پنداشتند و معتقد بودند هرچه دنيا به پايان اين دوازده هزار سال نزديکتر مي‌شود، پليدي‌ها و غلبه آن‌ها به نيکي‌ها بيشتر مي‌شود تا آنکه در پايان اين عمر دوازده هزار ساله رستاخيز به وقوع مي‌پيوندد و جهان از همه بدي‌ها پاک مي‌گردد.

بنابراين فرداي رستاخيز در اصل نخستين روز از هزاره ي سيزدهم و آغازگر زماني است مبرّا از همه ناپاکي‌ها. به همين علت عدد سيزده به عنوان نماد شروع و تولد دوباره، احترام زيادي نزد ايرانيان داشت و سيزدهم فروردين نيز نشانه‌اي بود از آغاز آفرينش در طبيعت بهاري که خود، هميشه يادآوري از رستاخيز بوده و هست. پس ايرانيان در اين روز به جشن و پايکوبي مي‌پرداختند و بدين ترتيب خود را براي آغاز سالي پرتلاش و پر برکت آماده مي‌کردند.

در این روز سبزه های نوروزی را به آبهای روان و یا طبیعت میسپارند و سالی خوش را برای یکدیگر آرزو میکنند

تا ایرانی هست،نوروز خواهد بود



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

به استقبال نوروز عید بزرگ ایران زمین

نوروز مبارکباد

نوروز جشن و آييني است برخاسته از مجموعه شرايط طبيعي و بن مايه هاي اعتقادي مردمان فلات ايران كه در پهنه جغرافيايي فرهنگي ايران، بي وابستگي به هيچ قوم و مذهب و گروه خاص در جان فرهنگ مردم نشسته است. نوروز وجه مشترك همه گروه هاي قومي و اعتقادي است. همه اقوامي كه به اين سرزمين آمدند و همه جريان هاي اعتقادي كه در اينجا رواج پيدا كردند، آن را پذيرفته اند، از آن مايه گرفته اند و بر آن اثر گذاشته اند.
نوروز این میراث گران نیاکان ما که پس از گذشت هزاران سال ،با کوله باری از رازهای باشکوه وخاطره های دلنشین نسلهای روزگارکهن اینک بر سفره دل ما نشسته و میهمان ماست .وبرماست که درصیانت آن کوشا باشیم و باراز ورمزهای پرپیچ وتابش به آیندگان تحویل دهیم .درجهان هیچ فرهنگی به اندازه فرهنگ ایرانی پر از جشن و آیین شادمانی نبوده است ولی ازهمه این جشنها و آیین های پرشمار اندکی به جا مانده که یکی از آنها نوروز است .طلوع دوباره بهار از زمهریر زمستان آغاز نوروز است ونوروز درایران با شکوفایی درختان و سرسبزی زمین آغاز میشود .



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

مناظره

 در ادبیات کهن ایران زمین و شرق یک پدیده زیبایی وجود دارد که بسیار قابل تحسین است و آن مناظره بین اشیا و گیاهان و حیوانات میباشد .مثل مناظره زغال با الماس ،بز با درخت خرما و...لذا بر آن شدم که در وبلاگ این مناظرات را قرار دهم امید که مورد پسند آید

دراین پست منظومه درخت آسوریک که مناظره درخت خرما با بز میباشد را قرار داده ام



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

درمورد دیگران مثبت فکر کنیم

 در فولكلور آلمان ، قصه اي هست كه این چنین بیان می شود :

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت.

متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند .

اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند .


پائلو کوئیلو



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

بررسی نسخ تعزیه ایران در دوران قاجار

 

پایان نامه کارشناسی ارشد من با موضوع بررسی نسخ تعزیه ایران در دوران قاجار از حیث ساختار و چگونگی روایت

این اثر پژوهشی با راهنمایی‌ و مشاوره‌های محسن ایزدیار و شاهرخ حکمت از اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اراک به انجام رسیده

این اثر در دو بخش با موضوعات نگاه به تعزیه از حیث ادبیات غرب و ادبیات شرق ارائه شده که در آن به بیان مواردی همچون بررسی نسخ تعزیه از منظر ادبیات، شیوه‌های روایت و روایت‌گری، جایگاه ادبیات عامه پسند در اشعار تعزیه، جایگاه اسطوره‌های ایرانی در ادبیات تعزیه، تطبیق تعزیه ایران با تراژدی‌های یونان باستان، میسترهای فرانسه، جایگاه صوفی‌گری و عرفان در ادبیات تعزیه، تطبیق اشعار و ساختار داستانی تعزیه با متون ادبیات کهن ایران از جمله تاریخ بیهقی، کلیله و دمنه، هزار و یک شب شهرزاد، خوانش بینامتنی، بررسی و تطبیق نظریات کارل گوستاو یونگ، نوروتوپ فرای، پراپ و ... با تعزیه ایران پرداخته شده است.

مطالعه بیش از 100کتاب و 400نسخه مجالس تعزیه

این اثر پژوهشی حاصل بیش از چهار دهه فعالیت در عرصه تعزیه و شبیه‌خوانی است که نگارش این اثر مستلزم مرور بر بیش از 300 نسخه تعزیه از اقصی نقاط کشور بوده و از معدود رساله‌های دانشجویی در مورد تعزیه است که توسط یک تعزیه‌خوان به انجام رسیده است . در این اثر با مطالعات فرهنگی،اجتماعی،ادبی و تاریخی دوران گذشته به صورت دقیق و با مستندات کامل زمان و مکان پیدایش تعزیه اعلام شده است .

گفتنی است سال‌ها پیش از این نیز رساله جایگاه هنرهای سنتی در تعزیه را برای دریافت دانشنامه لیسانس در رشته ادبیات نمایشی انجام داده ام و تاکنون ده‌ها مقاله با موضوع تعزیه را به رشته تحریر درآورده که در بسیاری از روزنامه‌ها و نشریات به چاپ رسیده است.

تعزیه ،موضوعی مناسب برای پایان نامه ها و رسالات دانشگاهی

باتوجه به اینکه تعزیه مختص ایرانیان است و آیینه تمام نمایی است از فرهنگ ایرانی ،با اینحال کمتر در این زمینه کار شده و در رشته های مختلف هنری،ادبی،اجتماعی و...موضوع بسیار مناسبی است برای پایان نامه ها و رسالات دانشگاهی

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

رسول هاشمی

 

چند بیتی از مرحوم سیداشرف‌الدین گیلانی ‌(نسیم شمال) که می‌گوید:

 

السلام ای احمد مختار ختم انبیاء
السلام ای روح پاکت فیض بخش اولیاء
السلام ای آفتاب لامع برج حیاء
گفت در وصفت شب معراج ذات کبریا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
السلام ای نوگل خوشبوی صحرای وجود
ای که بر خاک قدومت کرده اهل حق سجود
ای رسول هاشمی ، ای زینت غیب و شهود
هر زمان در وصف تو از غیب آید این صدا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
تا که پایت روز مبعث پایه ی منبر گرفت
شرع شد آراسته ، دین خدا زیور گرفت
لاله زار باغ ایمان رونقی دیگر گرفت
بلبلان خواندند در گلزار با شور و نوا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
تا که کردی امر خود اظهار در ماه رجب
مکه لذت برد از دیدار در ماه رجب
شد مدینه مهبط انوار در ماه رجب
در مدیحت خواند ابراهیم در کوه منا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
دردمندان را زغم نامت رهایی میدهد
خاک پایت دیده ها را روشنایی میدهد
بر فقیران قدرت معجزنمایی میدهد
آفتاب و ماه می خوانند در اوج سماء
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
انبیاء مانند ازقرآن و از تعلیم تو
هست فوق هفت اقلیم جهان اقلیم تو
قامت پیغمبران خم از پی تعظیم تو
دفتر توحید را داده به دست تو خدا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
هست در توصیف تو مجموع آیات مبین
در سماء نامت بود احمد محمد در زمین
ای فدای جان پاکت ، اولین و آخرین
شد به مدح حضرتت روح القدس مدحتسرا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
رشته ها شد پاره یکسر یا رسول اله مدد
امت بیچاره یکسر یا رسول اله مدد

ما شدیم آواره یکسر یا رسول اله مدد
گشته وقت دستگیری ای دلیل رهنما
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی
اشرف الدین باز در اشعار عنوان تازه کرد
از مدیح مصطفی و آل او جان تازه کرد
باز از لطف رسول اله ایمان تازه کرد
روز و شب میخواند این اشعار از صدق و صفا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفی

شعر دیگر از دوست عزیزم دکتر عباس احمدی

راندم ز جبین جلوه ی دنیای دنی را
تا درک کنم آرزویی ناشدنی را
سرخ آمدم از وادی بطحا که ببینم
سودا زده آن گنبد سبز چمنی را
این عطر کدامین گل خوشبوست که کرده است
دیوانه ی دیوانه اویس قرنی را
آن چیست در این شمع که خوش کرده به هر جمع
عدل علوی را و سخای حسنی را
دفن است در این شهر چه رازی که بقیعش
خون کرده دل سنگ عقیق یمنی را
چشمان تو دریاست، بگو تا به چه ترتیب
معنی کنم این سوره مکّی، مدنی را
از جذبه ی معراج تو ای خواجه ی لولاک
موسی نکند دعوی "ربّ ارنی" را
تأثیر نسیم خوش انفاس شما بود
عیّاض رها کرد اگر راهزنی را
در اوج گدایی غنی از عشق تو هستیم
رحمت کن و دریاب فقیران غنی را

 



تاريخ : پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

نقاشی ایرانی

نقاشی ایرانی

ایرانیان از دیر باز در عرصه های مختلف هندی تصویری و تزئینی فعالیت می کرده اند مثلاً نقاشی دیواری توام با گچبری رنگی از عصراشکانیان درایران متداول گشت وتا همین اواخرنیز ادامه داشت. بر اساس شواهد سنت دیوار نگاری بسیار کهن تر از سنت تصویرگری وکتاب بوده است. در دوران کهن، دیوارنگاری بیشترین اهمیت را در میان انواع تصویری داشت.

نقاشی ایران در سراسر تاریخ بافرهنگها بیگانه و سنتهای شرق و غرب برخورد کرده و غالباً به نتایج جدید دست یافته است. و با وجود تأثیرات خارجی گوناگون و دگرگون کننده می توان نوعی پیوستگی درونی را درتحولات تاریخی نقاشی ایران تشخیص داد. که درمقایسه نمونه های تصویری بازمانده از ادوار قبل و بعد از اسلام به شباهتهای آشکار بر می خوریم.

کوشش هنرمند نقاش ایرانی از دیر باز معطوف به نمونه آفرینی آرمانی بوده است نقاش بیشتر تمایل داشت که دنیای آمال وتصورات خویش را تصویر کند. اگر هم به جهان پیرامونش روی می کرد چندان به صرافت تقلید از فضای سه بعدی نور وسایله و شکل و رنگ اشیا نبود و به جز در دوره های اثر پذیری از سنتهای غربی، نشانی از طبیعتگرایی در نقاشی ایران نمی توان یافت.

قهرمانان و رویدادهای گوناگون در نقاشی ایران که نظیرشان در ادبیات فارسی نیز به وفور می یابیم- از ماورای تاریخ و اعماق حافظه جمعی بر آمده اند در واقع ادبیات و هنرهای ایران در روند بهره گیری از کهن الگوها (آرک تیپ ها) به هم پیوسته اند. شاعر و نقاش با زبانی همانند به توصیف جهانی می پردازند که صورت کلی آن را از نیاکانشان به میراث برده اند. این جهانی است فراسوی زمان و مکان که موجودات آن طبق یک الگوی کلی و ازلی هستی یافته اند. چنین است که مثلاً نخجیرگاه همیشه باز نمودی از پردیس است و یا بزرگ پهلوان درهر زمان هیئتی چون رستم و تهمتن دارد و چهره زیبا همیشه با قرص کامل ماه همانند است. و سایرمتون ادبی کامل تر می شود. زمانی که ادبیات فارسی غنا و تنوع وعمق محتوایش را از دست می دهد نقاشی نیز گام در راه دیگری می گذارد.



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

پژوهشگر تعزیه بیان کرد:نمایش تراژدی خاندان رسالت در تعزیه

برای مطالعه اینجا کلیک کنید



تاريخ : چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |

اربعین حسینی و زیارت امام حسین با پای پیاده

اربعین حسینی و زیارت امام حسین با پای پیاده

زمین کربلا که بیابانی در کنار رود فرات بود، قطعه ای از خاک زمین است که حسین (ع) در آن به شهادت رسید و با خون خود این زمین را متبرک و تبدیل به مکان اسطوره ای نمود و تا ابد یاد حسین زنده خواهد ماند و قاتلان او به لعن خدا گرفتار می شوند. مکان اسطوره ای کربلا برای همه ما پذیرفتنی است به گونه ای که چنانچه امروز وارد آن شهر شویم شاید دیدن هتلها ، مردم مختلف با پوششهای متنوع، خرید و فروش و داد و ستد و تکنولوژی مدرن برای ما پذیرفتنی نباشد زیرا دیدن این موارد در مکان اسطوره ای پذیرفتنی نیست، زیارت مزار امام حسین(ع)همواره یکی از آرزوهای مسلمانان به ویژه شیعیان بود ،به گونه ای که حتی در تعارفات و محاورات عامیانه نیز مردم برای یکدیگر ،زیارت کربلا و مزار امام شهیدشان را آرزو میکنند، به گواهی تاریخ ،زیارت امام حسین(ع)در بسیاری از ادوار برای مشتاقان ،بسیار سخت و پر خطر بوده است و زائران بسیاری به خاطر این مشقتها، آرزوی زیارت امام حسین را به گور بردند،حکام و سلاطینی هم که روی کار آمدند ظلم و ستم آنها کمتر از ظلم یزید و ابن زیاد نبود  و هراس آنها از خون امام حسین   منجر به این گردید که بارها مزار شریف این امام معصوم را تخریب نمایند و یا زایران امام را به قتل میرساندند  که ظلم متوکل گواه این مدعاست اما شوق زیارت کربلا نه تنها از شیعیان کاسته نشد بلکه روز به روز عطش مردم عاشق برای زیارت امام حسین افزونتر میگردید ،بارزترین نمونه آن در سال 82پس از سقوط بغداد فوج فوج مردم را دیدیم که با پای پیاده خطرات بسیاری را به جان خریدند و به زیارت امام حسین نائل آمدند و پس از آن نیز همزمان با اربعین حسینی ،خیل مشتاقان به صورت پیاده عزم کربلا میشوند  ،زیارت پیاده کربلا ،آیین کهنی است  که از دیرباز مرسوم بوده و تعدادی از شیعیان با پای پیاده از اقصی نقاط به قصد زیارت حرم امام حسین(ع)به کربلا سفر میکردند .این مسافرتها که به دلایلی همچون کسب پاداش اخروی و اثبات ارادت به ائمه بزرگوار به انجام میرسید ،توسط افراد بسیاری رخ داده است .در تاریخ اسلام آمده است که تعدادی از امامان پای پیاده قصد زیارت کرده اند  و در حکایات عرفانی نیز شاهد پیاده روی برخی  افراد به حج و یا کربلا میباشیم و این شیوه زیارت رفتن ، نوعی ریاضت به شمار میرفت .در این سفر که به صورت کاروانهای بزرگ حاجیان انجام می‌شد عده‌ای از گرما و تشنگی و خستگی در راه می‌مردند. با این وصف طی این سفر که چند هزار کیلومتر راه دشوار بود با پای پیاده، مسلماً دشواریهای بیشتری داشته و قوت اراده و ایمان را می‌طلبیده است.در زندگی ملاصدرا نوشته‌اند که وی هفت سفر ـ پیاده ـ به سفر مکه رفته است و سرانجام در سفر هفتم بر سر راه خود به مکّه و زیارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بیمار شد و چشم از جهان فرو بست. شاه عباس صفوی نیز برای زیارت امام رضا(ع)فاصله اصفهان تا توس را با پای پیاده طی نمود و از خالص ترین اموالش این گنبد را به طلا آذین نمود که در سال 1010 هجری قمری آغاز شد و در 1016 به پایان رسید.واین ماجرا به زبان عربی در دورتادور گنبد امام رضا (ع)نوشته شده است .

امام صادق(علیه‎السلام) فرموده است: «من خرج من منزله یرید زیارة قبر الحسین بن علی(علیه‎السلام) ان کان ماشیا کتبت له بکل خطوة حسنة و محا عنه سیئة...»( بحارالانوار، ج 98، ص 28/ المزار، شیخ مفید، ص30.)؛ هر کس به قصد زیارت امام حسین(علیه‎السلام)، پیاده از خانه‎اش خارج شود، خداوند در مقابل هر گام، برای او حسنه‎ای می‎نویسد و گناهی از او می‎زداید.

معاویة بن وهب (از اصحاب امام صادق علیه‎السلام) می‎گوید:خدمت آن حضرت رسیدم. در مصلای خود در خانه‎اش نشسته بود و پس از نماز با خداوند راز و نیاز می‎کرد. از جمله (در دعا نسبت به زائران قبر حسین علیه‎السلام می‎گفت:
"خدایا زائران قبر حسین را بیامرز، اینان که در این راه، پول خرج می‎کنند، بدن‎های خود را در این راه در معرض قرار می‎دهند... خدایا رحمت کن بر چهره‎هایی که آفتاب، رنگ آنها را تغییر داده، صورت‎هایی که متوجه قبر ابا عبدالله است، چشم‎هایی که در محبت ما اشک می‎ریزد... خدایا این جان‎ها و بدن‎ها را به تو می‎سپارم، تا کنار حوض کوثر به هم برسیم ...این سنت زیارت پیاده، از زمان ائمه بوده و تاکنون نیز ادامه دارد و اجر بیشماری برای آن نقل شده است.

فاضل دربندی می‎نویسد: این پیاده بودن، یا به جهت فقیر بودن زائر است که نشان می‎دهد این زیارت، برخاسته از شوق و محبت است، یا به جهت آنست که زائر، خود را در برابر سلطان اقلیم جوانمردی و خورشید سپهر عصمت و شهادت، کوچک می‎شمارد و در راه او، رنج سفر پیاده را بر خود هموار می‎کند و هر دو ارزشمند است.

 



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ | | نویسنده : اسماعیل مجللی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.